مروری بر بهترین فیلم‌های سی و ششمین جشنواره فیلم فجر

در این جمع بندی قصد دارم مروری گذرا روی بهترین آثار به نمایش در آمده در جشنواره امسال داشته باشم. فیلم‌هایی که توصیه می‌شود تماشای آنها را در زمان اکران از دست ندهید.

تنگه ابوقریب (بهرام توکلی)

فیلمی که خوانشی متفاوت از جنگ و شخصیت‌های گرفتار در یک موقعیت سخت ارائه می‌دهد. و با به تصویر کشیدن حیرت انگیزِ موقعیتی سخت و آخرالزمانی، از دل تصاویرِ منقلب کننده‌اش و سادگی شخصیت‌هایش به معانی عمیق می‌رسد و در آن خبری از شعارزدگی‌های مرسوم در آثار جنگی نیست. فیلمی که حرفه‌ای بودن تیم پشت صحنه و یکدستی بازی بازیگران جلوی دوربینش منجر به ساخت اثری شده که می‌تواند بارها نفس‌تان را حبس کند و تصاویرش تا مدت‌ها دست از سرتان برندارد.

مغزهای کوچک زنگ زده (هومن سیدی)

هومن سیدی در بهترین و کامل‌ترین فیلم خود یک تجربه زیستی متفاوت به شما می‌دهد. تجربه زیستن در جغرافیایی خشن و بدوی که در آن هر شخصی برای زنده ماندن نیازمند چوپان است و در عین حال آرزوی چوپان شدن در سر می‌پروراند. محله‌ای که به دوزخ پهلو می‌زند و اگر کسی دل رحم باشد مورد تحقیر و تمسخر قرار گرفته و جانش به خطر میفتد. سیدی این خشونت عریان و دل‌رحمی پنهان در آن را چنان زیبا و دقیق و با جزئیات ترسیم کرده است که فرسنگها از فیلم‌های اجتماعی مشابه‌اش جلوتر است.

شعله‌ور(حمید نعمت الله)

نعمت الله هیولای حسودش را با جسارت تمام می‌آفریند و او را تا انتهای تباهی می‌برد. فیلمی که شبیه هیچ فیلم دیگری نیست و به راحتی می‌تواند مخاطبش را پس بزند اصلا آمده است تا بسیاری از تماشاگرانش را دلزده کند و تنها مزد آنهایی را بدهد که مشتاقانه تا پایان فیلم را به نظاره می‌نشینند. فیلم پر از تصاویر و قاب‌های ناب است و موقعیت‌ها و خط داستانی آن را قطعا در هیچ فیلم دیگری ندیده اید.

بمب؛ یک عاشقانه (پیمان معادی)

یک عاشقانه ساده که از دل جنگ و روزهای موشک باران می‌آید. فیلمی که دو داستان عاشقانه را به صورت موازی پیش می‌برد. عشقی که در حال جوانه زدن است و عشقی که رو به خاموشی می‌رود. فیلم دیر شروع می‌شود و قرار نیست داستان پیچیده‌ای را روایت کند بلکه تماشایی بودن خود را از لحظات نوستالژیکی که می‌آفریند می‌گیرد و بیشتر به یک خاطره خوش می‌ماند. خاطره‌ای دور که یادآوری مجدد آن در عین دردناکی بسیار شیرین است.

عرق سرد(سهیل بیرقی)

یک شروع خوب با سکانس‌هایی فکر شده دارد که دیدنی از آب در آمده است. بازی‌های فیلم روان و باوپذیر است و می‌توان آن را مهمترین نقطه قوت فیلم دانست. بیرقی تلاش کرده به دور از هیجان‌زدگی کاذب به موضوع ملتهب فیلمش که بازگویی یک قانون نابرابر است بپردازد.  و اگرچه شخصیت‌های داستانش به خوبی پرداخت نشده‌اند و هر چه به انتها نزدیک تر می‌شویم از فیلم خوب ابتدایی فاصله می‌گیریم اما می‌تواند مخاطبانش را که با شخصیت اصلی احساس همدلی می‌کنند مشتاقانه تا انتها همراه خود بکشاند.

فیلم‌های متوسطی چون لاتاری(محمد حسین مهدویان)، مصادره(مهران احمدی)، چهارراه استانبول(مصطفی کیایی) ، اتاق تاریک(روح الله حجازی) ودارکوب(بهروز شعیبی)، به وقت شام(ابراهیم حاتمی‌کیا)، سرو زیر آب(باشه آهنگر)  نیز علی رغم  آنکه از نظر مضمون ناامیدکننده بودند یا در بیان داستان خود الکن ماندند با وجود خوش ساخت بودن و بازیگران خوبشان به احتمال زیاد اکران نسبتا موفقی را در پیش خواهند داشت و دیدنشان خالی از لطف نیست.

ارسال یک پاسخ