نقد و بررسی فیلم «اکسیدان»












۰
( ۰ رأی )

کارگردان : حامد محمدی

نویسنده : حامد محمدی

بازیگران : جواد عزتی، امیر جعفری، شقایق دهقان، شبنم مقدمی، رضا بهبودی، لیندا کیانی، علیرضا استادی، وحید آقاپور، علی مشهدی

خلاصه داستان : نگار، نامزد اصلان، بدون اجازه او و غیرقانونی به خارج سفر می‌کند. حالا اصلان به دنبال راهی برای گرفتن ویزای قانونی است تا بتواند نامزدش را برگرداند.

Oxidan

Oxidan







منتقد: زهره آذین – امتیاز ۶ از ۱۰






حامد محمدی، قبل از آنکه فیلمساز خوبی باشد، یک نویسنده موفق است. او فرزند تهیه کننده مطرح سینما منوچهر محمدی است. حامد محمدی، در مقام فیلمنامه‌نویس، دو فیلم«طلا و مس» و «حوض نقاشی» را در کارنامه خود دارد، که فیلم اول را همایون اسعدیان و دومی را مازیار میری کارگردانی کرده‌اند. هر دو فیلمنامه به مضامین عشق و خانواده پرداخته است و قصه‌ای تلخ را با روایتی روان و نگاهی سرشار از عشق بازگو می‌کند. حامد محمدی متولد ۱۳۵۸ است، که کارگردانی را با فیلم «فرشته‌ها همه با هم می‌آیند» آغاز کرد. در این فیلم او هنوز به فضای دو کار قبلی خود پایبند مانده است، یک فضای گرم خانواده‌گی که مثل کارهای قبلی آن درگیر فقر و عشق است.

Oxidanفیلمی که از حامد محمدی این روزها بر روی پرده سینما بسیار هم سر و صدا کرده است، فیلم «اکسیدان» است. نویسنده فیلمنامه اکسیدان نیز خود حامد محمدی است، که برعکس کارهای قبلی‌اش از مضمونی متفاوت برخوردار است. فیلم قصه فردی به نام اصلان است که نامزدش به او خیانت می‌کند و با پول او از ایران خارج می‌شود، اصلان تمام تلاش خود را می‌کند که بتواند ویزا بگیرد و به دنبال او برود اما از آنجا که شرایط کافی برای اخذ ویزا را ندارد، دست به کارهایی می‌زند که از اعتقادات و شخصیت او دور است و همین‌ها برایش بحران‌ها و مسایلی ایجاد می‌کند.

Oxidanحامد محمدی دراین فیلمنامه نیز مانند کارهای قبلی، جسورانه عمل می‌کند و دست روی موضوع ویژه‌ای می‌گذارد. اما برخلاف کارهای گذشته، فیلم اکسیدان از ضعف فیلمنامه رنج می‌برد. فیلم ‌بسیار خوب و به وقت آغاز می‌شود، ما از همان ده دقیقه اول می‌فهمیم قصه چیست؟ فیلم با روابطه عاشقانه نگار (لیندا کیانی) و اصلان کارگر زحمت‌کش یک تعمیرگاه اتومبیل آغاز می‌شود. در جایی که توقع آن را نداریم، با خبر خروج نگار از کشور با پولهای اصلان ما را متعجب می‌کند. فیلمنامه با همین شوک می‌توانست ما را وارد یک درام اجتماعی قوی بکند. اما با رفتن نگار ما درگیر قصه‌ای کمدی می‌شویم. قصه‌ تلاش اصلان (جواد عزتی) برای پیدا کردن راهی برای رفتن. وقتی اصلان، برای برگرداندن نگار تلاش می‌کند، متوجه می‌شود که از راه قانونی نمی‌تواند ویزا بگیرد، دست به دامن امیرجعفری می‌شود. امیرجعفری، در نقش کسی که برای رفتن به او راهکارهایی پیشنهاد می‌دهد و در ازای آن درخواست پول می‌کند. فیلم با سرعت زیادی پیش می‌رود و قصه‌هایی را روایت می‌کند که برای هرکدام یک فیلمنامه جدا نیاز بود. قصه تغییر مذهب، قصه ترنس‌ها و رابطه هم‌جنس‌گرایانه، تن دادن به هر کاری برای رفتن و قصه خیانت کسی که عاشق او هستید. البته در اینجا زبان طنز به کمک نویسنده آمده و او را در بیان قصه‌هایی که هر کدام بار عاطفی زیادی به همراه دارد، یاری می‌دهد. شاید فقط قسمت کلیسا می‌توانست تمام داستان باشد.

Oxidanتلاشی که اصلان می‌کند تا خود را به عنوان یک مسیحی جا دهد و بتواند برای رفتن ویزای پناهندگی بگیرد. تغییر مذهب و آشنایی با مذهب مسیحیت خود داستانی طولانی می‌شود. داستانی که با دزدین لباس پدر ژورژ آغاز می‌شود و با برگشتن اصلان و امیر جعفری به کلیسا توسط پلیس، برخورد پدر روحانی ما را به یاد قصه بینوایان می‌اندازد. پدر ژورژ، که آنها را افرادی ساده می‌بیند به آنها کمک می‌کند تا مدتی در کلیسا بمانند و با آداب مسیحیت آشنا شوند. که این مساله خود باعث ایجاد موقعیت‌هایی برای ایجاد خنده می‌شود. درخواست پسری مسیحی برای تغییر مذهب و ازدواج با دختری مسلمان که توسط، اصلان یا پدر آندره مورد قبول واقع می‌شود. شرکت در مراسم عشای ربانی و غسل تعمید کودکی در کلسیا، همه اینها موقعیت‌های کمدی هستند که آنطور که باید توسط کارگردان مورد استفاده قرار نگرفت. در انتها پدر ژورژ به اصلان نامه‌ای می‌دهد که او مدتی را در کلیسا خدمت کرده است، تا برای گرفتن ویزا به سفارت برود. اما در سفارت به او پیشنهاد جاسوسی می‌دهند و اصلان از کوره در می‌رود و با مسوولین سفارت درگیر می‌شود. در جایی که انتظار داری فیلم با بسط همین موضوع تمام شود. اما فیلمساز اینجا ما را وارد داستانی دیگر می‌کند، که شاید بر بار طنز فیلم بیافزاید، اما وصله نچسبی بر کاراکتر و روند داستان می‌شود. روندی که با توجه به ضعف‌ها باز هم خوب پیش رفته بود. اما پرسش‌هایی باید در ذهن اصلان و رفیق او امیر جعفری در فیلم مطرح می‌شد، که نویسنده از کنار همه اینها با نگاه طنز گذشت.

Oxidanاما بعد از همه اینها بحث گرفتن اقامت به وسیله هم‌جنس‌گرایی پیش می‌آید. او باید نقش کسی را بازی کند که گرایش‌های جنسی متفاوت دارد. روزی که جواد عزتی و امیرجعفری به عنوان زوج همجنس گرا به سفارت می‌روند، اصلان متوجه نگاه خیره پسربچه‌ای به خود می‌شود. گویی کودک معصوم درون وجود خود را می‌بیند که او را ملامت می‌کند. در این مرحله است که شخصیت اصلی دچار تلنگر می‌شود. اصلان بعد از گرفتن ویزا به علت داشتن گرایش‌های جنسی متفاوت و دادن قول ازدواج با امیرجعفری در کشوری دیگر از ظاهری که برای خود ساخته است، متنفر می‌شود. شاید اینجا نقطه عطف فیلم است تا داستان را به سمت انتها هدایت کند. او دیگر به انزجار از خود در حد اعلا می‌رسد و با فردی که در خیابان او را مسخره می‌کند، درگیر می شود. رفتن او به کلانتری و شنیدن خبر ازدواج نگار با مردی دیگر به خاطر گرفتن ویزا داستان را به سمت پایان هدایت می‌کند.

دو خرده داستان دیگر در فیلم، قصه زندگی زنی تنها که عاشق اصلان است، با بازی شبنم مقدمی و قصه زنی قوی که مدیریت تعمیرگاه را بر عهده دارد با بازی شقایق دهقان در این فیلم به صورت موازی با قصه اصلی پیش می‌رود. در مورد هیچکدام از شخصیت‌ها، ما شخصیت پردازی قوی ‌نمی‌بینیم، اما بازی‌های قوی بازیگران فیلم، بازی متفاوت لینداکیانی و شبنم مقدمی با اینکه نقش‌های کوتاهی داشتند، بسیار تاثیرگذار بود. موقعیتهای فیلم به اندازه کافی می‌توانست ایجاد فضای کمدی بکند، اما حامد محمدی برای ایجاد این فضا به شوخی‌های جنسی پناه برده بود. هر چند که تماشاچی سینمای ایران تشنه خندیدن است و در همه صحنه ها شادی میکند، اما کارگردان به لحاظ ایجاد فضاسازی ضعیف عمل کرده بود. شاید حامد محمدی برعکس سه نوشته قبلی در فیلم اکسیدان به فروش در گیشه بیشتر توجه کرده بود. فیلم در گیشه بسیار موفق عمل کرده و به نظر از کمدی‌های موفق امسال است. با توجه به تحریم‌های حوزه هنری، مردم بیشتر تمایل به دیدن فیلم پیدا کردند. با اینکه تماشاگر شاد از سینما بیرون می‌آید، اما شوخی‌ها در سطح باقی می‌ماند.

اختصاصی نقد فارسی

منتقد: زهره آذین







کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.






ارسال یک پاسخ