یادداشت شایان شعبان بر نمایشگاه دانیال ملانوروزی در گالری چهار

دیوارهای دیروز، نمایشگاهی به بلندای تاریخ

۱۴ خرداد ۱۳۹۷ به بازدید از نمایشگاه آثار دانیال ملانوروزی در نگارخانه ۴ دعوت شدم؛ دوربینم را به شانه انداخته و روانه نمایشگاه شدم. در کوچه نقاشی های جذاب این نقاش جوان از پشت شیشه های گالری چشمان عابران و رهگذران را وادار به تماشای خود می کرد. این نمایشگاه پس از سه سال سکوت هنرمند برپا شده بود و نشان از جهشی بلند در قلم فرسایی های دانیال ملانوروزی بود پیشرفت در آثار امروزین و سه سال گذشته به خوبی مشهود بود. و اما آثار که ۸ تابلو بزرگ بودند به خوبی در فضای زیبای گالری نشسته بودند همچون شمع و پروانه، آفتاب و مهتاب و …
اما نقاشی ها که همگی ترکیب مواد بر روی بوم بودند و هرکدام حرف ها برای گفتن داشت یکی از کتیبه نگاری ایرانیان باستان سخن می گفت که در حال غرق شدن در دنیای مدرن امروزی بود و یکی از آجرکاری های مساجد اصفهان و دیگری آجرکاری های گنبد خانه های کویری ایران ، در واقع نقاش به خوبی از فرم ها و موتیف های ایران باستان و ایران اسلامی و رنگ هایی آشنا برای مردمان خاورمیانه استفاده کرده بود و آنهارا با هنر مینیمالیسم و مدرن امروز جهان ترکیب کرده بود که بیننده را به تفکر وا میداشت تفکر در تاریخ و حال و احوال دنیای امروز. کارها خوب چیده شده بودند و به دل می نشستند ، نوای کمانچه کیهان کلهر که در فضا طنین انداز بود به خوبی بر کانسپت نمایشگاه نشسته بود و جذابیت نمایشگاه را دو چندان می کرد نقاشی ها همانند نواختن کمانچه استاد کلهر تلفیقی از سنت و مدرنیسم بودند و به مانند اجزا یک پازل هر عضو به خوبی در جای خود قرار داشت و مکمل دیگری بود ، نقاشی ها دارای سکوت ها و فریاد های بلندی بود یا بهتر بگویم همچون یک سمفونی موسیقی بود ‌همانطور که نوای ساز کلهر دارای ریتم و فرم و رنگ بود چنین چیدمانی و چنین آثاری به همراه آهنگی‌که در حال پخش بود معمولا از همسالان دانیال ملانوروزی بعید و دور است ، اما جای خوشحالی بسیار است که او در سنین جوانی به پختگی اساتید خود رسیده و گاهی پا را فراتر نهاده است ، نمایشگاه را از هر حیث موفق می بینم چه در آثار چه در چیدمان و اجرا و چه در فروش و پیشنهاد می کنم دیگران نیز به تماشای آثار دانیال ملانوروزی بروند ، و در پایان برایش آرزوی موفقیت های روز افزون دارم.

ارسال یک پاسخ